طوبا للغرباء

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

انجمن های حجتیه علاو بر این که حضرت آقا را قبول ندارند... معتقدند باید آن قدر ظلم و فساد را زیاد کرد تا آقا تشریف بیارند....

...اما این ها عقاید حجتیه هاست...

ما باید بپذیریم آقا آمدنی نیست.... آقا آوردنیست...به قول حاج آقا پناهیان آقا نعوذبالله چوب جادویی ندارند که بزنند رو ی یک چیزی آن چیز طلسم بشود...آقا باید با یک پشتوانه ای بیایند...به امید سیصدو سیزده نفر یار خاص...یار عام شان که دیگر هیچ...

حقیقت این است...یک عده...از همین آدم ها در کنار ما...که به ما معرفی نشدند...و نمی شوند... ... برای نزدیک شدن فرج...تمام زندگی شان ...را وقف آقا کرده اند...

 قربة الی الله ...ثوابش برای فرج آقا باشد...از نماز گرفته ... تا کار های روزمره تا تفریح ها ...تا مهمونی ها... 

بعد می بینی می خواسته عصبانی بشود... ولی بعد با خودش می گوید برای آقا که نمی شود عصبانی شد مگر به دفاع از حق مظلوم... می خواسته بنشیند استراحت کند ولی به عشق آقا برای مادرش این کار را انجام می دهد....

می خواسته فلان دعا را بخواند شبی ولی به خاطر همسرش...به حب آقای ش...می رود پیش همسرش، ...

از طرفی دیگر نمی تواند... نمی تواند همان آدم قبل باشد... دیگر مثل قبل همه ی عروسی ها نمی تواند برود...هر فیلمی را نمی تواند ببیند...نمی تواند بچه ی یتیم را ببیند و بی تفاوت بگذرد...نمی تواند بچه های چشم انتظار را ببیند راحت فخر بفروشد...

مثل قبل نمی تواند...سنگ دل باشد...مثل قبل نمی تواند...راحت ساعت هایش را پای فضای مجازی تلف کند...نمی تواند زیاد در قید و بند شبکه های اجتماعی و اینستاگرام تلگرام و این چیز ها باشدو این ها برایش ه ف بشود......نمی تواند فیسی و افاده ای باشد...نمی تواند درگیر حاشیه های زنانگی باشد...نمی تواند بخیل باشد...نمی تواند یک طوری باشد که نفس ش دل ش بخواهد همه به ش بگویند وای خوش به حالش ...چه خونه ای داشت..چه موبایلی...خجالت می کشد...سادگی را ترجیح می دهد...

می ترسد بهش بگویند خوش به سعادت ش... می ترسد غرور بیچاره اش کند...

نمی تواند بی تفاوت باشد...نمی تواند اهل کلاس و پز گذاشتن برای آب کردن دل یک عده باشد...

نمی تواند هر جا از یوسف بخوانند ...قلبش تیریک، نترکد...

...

از طرفی هر کاری انجام می دهد...قربة الی الله برای فرج آقا انجام می دهد...

مسافرت ش...تفریح ش... روی گشاده اش... دست به خیرش...تربیت فرزند ش....همسر داری ش...سرکار ش...نان حلال ش...درس خواندن ش...حرم مطهر می رود...کربلای معلا...مکه ی مکرمه...

این آدم فرق می کند...

بی تفاوت نمی تواند باشد... بی تقاوت نسب به همه ی ظلم ها...توی دنیای رنگی ش غرق شود...خود ش فقط مهم باشد...

هر چه قدر به حضرت رب نزدیک می شود محبت ش نسبت به آقای ش بیشتر می شود..

این آدم عاشق شده است...

آدمی که عاشق شده باشد... به اصطلاحی حالیش نیست چه درست اس ت چه غلط...فقط دلش می ریزد...معشوقه اش...غم به دلش راه پیدا کند...

اصطلاحی تر ش بهش می گویند این آدم دیوانه شده است...بس که درد و رنج دوران غیبت و فراق را تحمل کرده است...بس که هر روز با فتنه ها جنگیده است...

اصطلاحی تر ش می شود دارد خودش را می کشد... برای آمدن آقای ش...

اصطلاحی تر ش  ...بهشان می گویند جور کش...جور کش...جور بقیه را می کشند...تا هر طوری شد، فرج را نزدیک کنند...یک عده یشان پیر می شوند...یک عده یشان شهید می شوند...یک عده یشان بعد از مرگ شان معرفی می شوند که ما بهشان می گوییم شیخ مفید ها، سید بن طاووس ها...

یک عده یشان هم می شوند سرباز گمنام...بعضی هایشان می میرند...بعضی های شان هم در کنار ما زندگی می کنند... ولی ناشناخته می مانند...تا عصر ظهور...

...

عاقبت بخیری مگر جز گمنام ماندن... است...؟...

به قول قیدار...

((در قرآن، اسم بعضی پیام بران آمده است، اسم بعضی غیر پیام بران هم، چه صالح و چه طالح آمده است...این صلحا عاشق حضرت باری هستند...اما حضرت حق، بعضی را خودش هم عاشق است...عاشقی خدا توفیر دارد با عاشقی ما...خدا عاشقی است که حتا دوست ندارد، اسم معشوق ش را کسی بداند....به او می گوید رجل!همین...مرد!...همین...می فرماید وجاء من اقصی المدینه رجل یسعی، جای دیگر می فرماید رجل من اقصی المدنیه یسعی...یعنی این دو تا رجل با هم فرق می کنند....هر دو از دور، از بیرون آبادی، دوان دوان، می آیند...اما اسم شان را حضرت حق نمی آورد..یکی می آید موسای نبی را نجات می دهد...قوم بنی اسرائیل را در اصل نجات می دهد...دیگر هم قومی را از عذاب نجات می دهد...اسم ش چیست؟اسم شان چیست؟نمی دانیم...رجل است...معشوق حضرت حق است..اسم معشوق را که جار نمی زنند...حضرت حق، عاشق کسی اگر شد، پنهان ش می کند...کاش پیش حضرت حق، اسم نداشتیم، اما مرد بودیم...طوبا للغرباء!....

نویسنده : بازدید : 5 تاريخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 9:47
برچسب‌ها :