باشد خدا...

متن مرتبط با «مقابله به مثل» در سایت باشد خدا... نوشته شده است

تو را به همان خدا قسم

  • نیلوبلاگ

    بسم رب الحسین دلم درد  دارد خیلی هم درد دارد.... از کجا شروع کنم؟ از کدامین درد بنویسم، که بالاتر از این درد باشد؟ درد دارد که جماعتی که دم از اباعبدالله میزنند و دم به دقیقه راجب هیئت رفتن یا نرفتن و برپا کردن بیرق حسینی اظهار نظر میکنند... ما در حدی نیستیم که بخواهیم به کسی بگوییم هیئت برود...

    ادامه مطلب
  • مثل خودت

  • نیلوبلاگ

    دلم میخواهد برایت بمیرم...برای این حجم از عشقی که بین تو و پرودگارت موج میزده است...برای قشنگی هایت که آدم را دیوانه میکند... برای تو که از مدلت خوشم میآید...برای این که در عین حالی که در آمریکا...

    ادامه مطلب
  • مثل اصحاب علی(ع)

  • نیلوبلاگ

    کونو لنا زینا و لا تکونو شینا کونو مثل اصحاب علیٍ(ع) في الناس، ان كان رجلٌ منهم ليكون في القيبلة فيكون امامه و موذنه و صاحب اماناتهم ... مثل اصحاب علی ... صوت سخنرانی سید حسن نصرالله... دریافت ...

    ادامه مطلب
  • جا به جا

  • نیلوبلاگ

    فکر میکنم یک جایی از این دنیای بزرگ و عجیب جابه جا شده است، که من الآن دقیقا الآن در این تاریخ به دنیا آمده ام. من باید یک جایی بین تاریکی و روشنی، یاس و امید، خستگی و سرزندگی به دنیا میآمدمباید مثل...

    ادامه مطلب
  • خوش به حال شما که شاعری بلدید!

  • نیلوبلاگ

    مثلا اگر قرار بو من بین تمام شغل های دنیا یک شغل را انتخاب می کردم ، شاعر بودن را انتخاب می کردم....فقط حیف، حیف که شاعر بودن را نمیشود انتخاب کرد، شاعر بودن باید انتخابت کند، بعد بهت یک عدد حس و ذوق...

    ادامه مطلب
  • مثل شما

  • نیلوبلاگ

    آخه من چه بنویسم ؟...از که بنویسم؟... از عباس(ع)...من روضه بنویسم... آن هم جایی که آقا فرمودند جایی که اسم عمویم عباس آورده شود من به آن جا نظر دارم... من اصلا می توانم روضه ی عباس ابن علی بنویسم و خ...

    ادامه مطلب
  • پانزدهم بهمن...

  • نیلوبلاگ

    هرسال ایام فاطمیه مشهد هستیم ...پای سخنرانی ها و جلسات استاد"ق" اما امسال ...بالافاصله بعد تمام شدن امتحان ها به اصرار "مامان" بیشتر البته...من هم تهران رفتم...بیشتر بیشتر به خاطر نزدیک بودن تولد مائده... و بیشتر تر به خاطر سفر کیش... و به خاطر تعطیلی های بین ترمی... اما...اگر بگویم امسال یکی از سخت ترین ایام فاطمیه عمرم بود دروغ نگفته ام...من به مشهد خو گرفته ام...کنار امام رضا بزرگ شدهام... هرسال کنار بیرق های پرچم های عزاداری مادر نفس کشیدهام... کنار سیاه واژه های روی پرچم مردم و زنده شدهام... به استاد"ق" که روضه را خیلی باز نمی کرد...کافی بود تا یک واژه مثل...ِ مثلِ ...ما...دَ..ر .... را به کار می برد برای این که روضه جان بگیرد...همه حالشان از این رو به آن رو شود...مثلا کافی بود بگوید......

    ادامه مطلب
  • نه بهمن

  • نیلوبلاگ

    فعلا تعطیل شد: ) تا 9 بهمن، زمان اتمام امتحان هایِ جان: )یاعلی...

    ادامه مطلب
  • به جای تو...

  • نیلوبلاگ

    خدایا، هرچه را دوست داشتم، از من گرفتی، به هرچه دل بستم، دلم را شکستی. به هر چیزی که عشق ورزیدم، آن را زائل کردی. هر کجا که قلبم آرامش یافت، تو مضطرب و مشوشش نمودی. هر وقت که دلم به جایی استقرار یافت، تو آوارهام کردی. هر زمان به چیزی امیدوار شدم تو امیدم را کور نمودی...تا به چیزی دل نبندم و کسی را به جای تو نپرستم و در جایی استقرار نیابم و به جای تو محبوبی و معشوقی نگیرم و جز توبه کسی دیگر و جایی دیگر و نقطه ای دیگر آرامش نیابم، فقط تو را بخواهم تو را بخوانم، تو را بجویم، و تو را پرستش کنم... کتاب نیایش ها ، شهید چمران... ...

    ادامه مطلب
  • _بدون بهانه_

  • نیلوبلاگ

    بعله تا امروز که آقا حسین _گلِ خاله_ مشد بودند نمیشد درس خوند، از امروز که دیگه رفتن تهرون هیچ بهونه ای وجود نداره برای درس نخوندن.تفریح و درس نخوندن بسه! بریم یکم درس بخونیمبلکن رستگار شویم. ...

    ادامه مطلب
  • تغییر رو به بالا.

  • نیلوبلاگ

    وقتی سن رشد بودم، یعنی مثلا راهنمایی و دبیرستان، وزنم حدودپنجاهو شش و پنجاهوهفت بود، قدمم مثلا حدوده یک و پنجاه و هشت و اینا... بعد که کم کم سنم بالاتر رفت از میزان وزنمکم میشد در عوض باز قدم زیاد میشد که رسید به یکوشصتوپنج تا اینکه پام باز شد به دانشگاه، زندگی دانشجویی، جزء اون دسته از زندگی هایی هست که دائم باید بدویی، هی برو، هی بیا،هی با اون اوتوبوس با مترو... از اون طرفم نهار ...

    ادامه مطلب
  • به دل نشسته 3.

  • نیلوبلاگ

    به دل نشسته 3 حضرت برادر برام فرستادن : )که من عاشق شم: ) متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. ...

    ادامه مطلب
  • غریبه!

  • نیلوبلاگ

    ......گاہ بےدل و دماغ میڪندگاہ شور و شوقِ ڪار میشودعشق توهر دقیقہ اے بہ شیوہ اےدر نهانم آشڪار میشود......یا حضرت اما......إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّامریم/96 ...

    ادامه مطلب
  • به دل نشسته2.

  • نیلوبلاگ

    ......گاہ بے دل و دماغ میڪندگاہ شور و شوقِ ڪار میشودعشق توهر دقیقہ اے بہ شیوہ اےدر نهانم آشڪار میشود......یا حضرت اما......إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّامریم/96 ...

    ادامه مطلب
  • از این رو به آن رو...

  • نیلوبلاگ

    چند روز پیش به اتفاق استاد بزرگوارمون رفته بودیم کتابخانه تخصصی امیر المومنین علی (ع)... اولین بار بود می رفتیم...کتاب خانه ای که تمام کتاب هایش اختصاص به مولا علی(ع)داشت... صاحبش داشت برایمان از تاسیس این کتاب خانه توضیح می داد...از این که با چه امکاناتی...تاسیس ش کرده است و.... برایم خیلی جالب...

    ادامه مطلب
  • پیش به سوی سفر...

  • نیلوبلاگ

    ...الحمدالله ...امروز خیلی شیک نرفتم دانشگاه ...در عوضش با بچه ها داریم می رویم مسافرت دانشجویی... از پارسال تا امسال چهارمین یا پنجمین سفری هست که بدون مامان دارم می روم مسافرت... پ ن: در انتظار نرجس و فاطمه سادات... : ))) ...

    ادامه مطلب
  • مثل فطرس...

  • نیلوبلاگ

    بال هایمان سوخته است.. داریم غرق می شویم... حتی از چشم حضرت رب هم افتاده ایم... حتی تر ، از تمام دنیا نا امید شده ایم... شده ایم درست عین فطرس... بال های مان را ترمیم کن... و بخرمان... وببرمان... ارباب.. دریاب... امیری حسین و نعم الامیر.......

    ادامه مطلب
  • به حق...

  • نیلوبلاگ

    شنیده اید می گویند، اگر خیلی مضطر شده اید، اگر خیلی درمانده شده اید، دو رکعت نماز توسل به حضرت زینب بخوانید... حتنا می دانید که چرا دیگر...حتمامی دانید که برای این که آن قدر بی بی مضطر شده اند...آن قدر مصیبت کشیده اند، که شده اند ام المصائب.... و کمک می کنند برای مصیبت های خیلی سنگین... ... این پنج ...

    ادامه مطلب
  • هبه یشان

  • نیلوبلاگ

    خوب امروز که داشتم دنبال یک مطلبی می گشتم، مجبور شدم بروم سراغ کتاب میزان الحکمه، هر چه قدر ورق زدم و فهرستش را نگاه کردم پیدایش نکردم! گفتم هر چه بادا باد اصلا، همین طوری باز می کنم اصلا ببینم خدا امشب چه می خواهد به من بگوید از زبان اهل بیتش! خدا می داند، صفحه ای که برایم باز شد، صفحه ای بود در ب...

    ادامه مطلب
  • برای محبوبه

  • نیلوبلاگ

    و بالوالدین احسانا وقت هایی بود که با دوستان بیرون می رفتیم و یا برای رفتن به هیئت برنامه ریزی می کردیم.او هم همراه ما بود،اما اگر خانواده اش چیز دیگری می گفتند،دعوت ما را رد می کرد و با آنها میرفت. به شدت مطیع حرف پدر مادرش بود؛ هرچه آنها می گفتند در اولویت بود. در صورتی که ممکن بود ما به خاطر دوست...

    ادامه مطلب