
بعضی لحظه ها هستند ... که تا شب که می خوابی وقتی بهش فکر می کنی...دلت می گیرد...خیلی...که حتی این موقع شب دلت می خواهد زار بزنی... ....داشتم با مامان...تو اینستاگرام..چند تا پیج آشپزی که قبلا دیده بودم... براشون سرچی کردم، که راجع بهش باهاشون صحبت کنم...تو صفحه ی سرچ ... که چشمم خورد به یک فیلم از...
ادامه مطلب
دارم به این فکر می کنم که چه جوری بعضی ها انقدر روحشون پاک میشه و توفیق این رو یدا می کنند که برای اهل بیت(علیه السلام) شعر بگند. دیشب در برنامه ی کتاب باز سید حمید رضا برقعی حرف های قشنگی می زد ... وقتی مجری ازش پرسید چه جوری شعر میگی؟مخصوصا شعر آئینی؟ در جوابش گفت:《اگه من ی روزی عشق ماورائی را تجربه کنم دیگه نمیتونم شعر عاشقانه نگم..و الآن عاشق اهل بیتم و ارادت خاصی دارم بهشون و نمی تونم شعر ازشون نگم....و این جوششه...در واقع من به سمت شعر آئینی نمیرم شعر آئینی به سمت من میاد...》 . به نظر من شعر گفتن برا اهل بیت... حس شاعرانه نمی خواهد... ی دل شیدا میخواهد... ی...
ادامه مطلب