
دلم گرفته است... ... دی ماه وارد 20 سالگی می شوم، با نوجوانی خداحافظی می کنم و وارد دنیای جدید جوانی می شوم!... اما...دلم گرفته است...اگر نفر بعدی که قرار است بمیرد تا برای دیگران عبرت باشد من باشم چه؟!همه ی آن هایی که در جوانی مردن فکرش را می کردند به این زودی ها می میرند؟! خسته ام ...خسته از این دنیا... خدایا...خودت بیا و یک کاری کن و بیا و من را به خودت نزدیک کن...بیا و وابستگی های این دنیا را از دلم بزدا ... بیا و یک کاری کن و که هم و غمم بابا مهدی باشد... خدایا ...پریشانم...دلم برای یک ایمان واقعی و ناب پر می زند...چرا من را آدم نمی کنی؟! چرا ... من را هیچ وقت از خودت دور نکن م...
ادامه مطلب