خرید بک لینک
حتما نباید شب جمعه یا دوشنبه باشد که دلم برایت بتپد و بگیرد... هر ثانیه من به عشق ت دم و بازدم می کنم...و به یادت نفس می کشم...اصلا دلم می خواهد وقتی اسم ت می آید نفس هم نکشم...دلم می خواهد یک بار روضه خوان وقتی برایم مکشوف خواند همان دم جان بدهم و ...

امان از دلِ تنگ که هر روز می خواهد برایت کنده شود و و ...

امان از بغض های در گلو مانده ی گلویم ارباب... که هر شب از دوریت نفس م را می گیرد...

حسین جان...آرزویم همین ست که فقط یک بار دیگر چشم م به قبه ت بیفتد و نفس های م تمام شود...و هی به خودم بپیچم...

خوشا آن دمی که برای تو هزار بار جان داد و زنده شد...خوشا آن دمی که اشک ها خشک شوند و از غم ت خون ببارند... خوشا آن دمی که عرفه در کنار حرمت روبروی چشم های بهترین زائرت ...جان داد...

کاش حبیبت می شدم...

امیری حسین و نعم الامیری...امیری حسین ونعم الامیری...امیری...

و حالا کم تر از چهل روز تا محرمت ارباب...

برچسب: خوشا,دمی, نویسنده: آرین رضاپور تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1396 ساعت: 9:58

صفحه بندی