یا صاحب صبر
بسم الله الرحمن الرحیم... یا صاحب صبر.... نمی دانم چرا جگرم می خواهد کنده بشود نمی دانم چرا دلم دارد آتش می گیرد... آخ حسین... آه حسین ... هر چه میرود جلو انگار مصیبت عظمی تر میشود... شب علی اکبر آتش گرفتم...جگرم کباب شد...چون علی اکبر ته ته مما تحبون امام حسین بود ... علی اکبر... آخ علی اکبر... وای...
قلبت یا صاحب الزمان
یا صاحب الزمان... بمیرم برای قلبت اقا.. این روز ها مچاله شده است... اصلا نیاز به روضه دارد؟ پرچم مشکی ها روضست...لباس مشکی ها روضست...چایی روضست...6ماهه روضست...3ساله دیدن روضست...پیرمرد دیدن روضست...برادر روضست...زمین و زمان روضست... اصلا نیاز به مقتل خوانی دارد؟ دلم شور می زند...شور قلب اقایم که ا...
بهشت دنیایی
.... هیچ کس خونه نیست... تک و تنهام...ساعت 3بعد از ظهر مانتوی سبزم و روسری اش را سرم میکنم..باظرافت تمام گیره روسری هم سبز ستش میکنم...چادرم را برسرم میگذارم...کتاب اتوبوس را بر میدارم...هنذفری را هم تا رسیدن به ایستگاه و برای پیاده روی ها توی گوش هایم میکنم... تا ایستگاه اتوبوس مسافت به نسبت طولانی...
بوی پیراهنت یوسف!
امروز برای بار صد هزارم فیلم بوی پیراهن یوسف را گذاشت و من برای صد هزرامین بار با اشتیاق همچون اشتیاق اولین بار دیدمش... بوی پیراهن یوسف فقط فیلم نیست ...بوی پیراهن یوسف سکانس به سکانسش با آدم حرف میزند،بوی پیراهن یوسف یک دنیا اشک است، یک دنیا نوستالژی است...خاطرات خوب است... بوی پیراهن یوسف را دوست...
کفن پوش برایت...
این تصویر را دوست دارم ! بهم حس خوبی میدهد! اصلا خون را در رگ هایم جاری می کند... اصلا نمی دانم چرا از یک جایی به بعد ظهور، انتظار، فرج، اقای غریبمان، یادمان رفت...از یک جایی به بعد فقط نیمه های شعبان یادش بودیم!...از یک جایی به بعد فکر کردیم دیگر نمی آید، اگر هم بیاید آن قدر ها دیر می آید که ما نیس...
مهر
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
+14
همه ی ما قطعا یک دوست داریم که برامون یک اتفاق قشنگه، همه ی ما یک دوست داریم که قطعا از جنس خودمونه، عین خودمونه، هم عقیدمونه، همه ی ما قطعا یک دوست داریم که برامون کلی اتفاق قشنگ رقم میزنه تا حدی که یک لیست کتاب ازش بخوایم و همشو داشته باشه و بگه چشم برات میارم، و چشماتون از خوشحالی برق بزنه! یعنی ...
مقابله به مثل
گذشتن از آن چه که دوست داریم یا آن چه که دوست نمی داریم؟کدام یک سخت تر است؟!خیلی تند حرف میزد، هیچ کاره، دخالت کرد، آن قدر گفت و گفت و گفت که از آخر از کوره در رفتم و تا توانستم مثل خودش بارش کردم... بعد ماه مان می گفت : اگر با یکی که مهربان بود مهربان بودی هنر نکردی ماه مان! اگر با یکی که اعصاب ندا...
پریشان م
دلم گرفته است... ... دی ماه وارد 20 سالگی می شوم، با نوجوانی خداحافظی می کنم و وارد دنیای جدید جوانی می شوم!... اما...دلم گرفته است...اگر نفر بعدی که قرار است بمیرد تا برای دیگران عبرت باشد من باشم چه؟!همه ی آن هایی که در جوانی مردن فکرش را می کردند به این زودی ها می میرند؟! خسته ام ...خسته از این د...
درهم برهم
نزدیک اذا ن است...انار های دل کوچکم باز هم و باز هم و باز هم دلش برای خدای جان جانانم تنگ شده...برای آغوشش...مهمان نوازی اش... به نظر من...هرچیزی که ما را از او غافل می کند باید حذف شود... اصلا باید از زندگی حذف شود... هیج وقت هیچ وقت هیچ وقت پاییز را دوست نداشته ام... ولی دل می خواهد این پاییز را د...
باشد خدا...
.... کتاب را ورق می زنم و یک پاراگراف می خوانم: این حدیث امیر المونین... در حدیثی از حضرت رسول آمده که فرمودند: بهشت به سلمان و ابوذر علاقه مند تر است تا سلمان و ابوذر به بهشت... سر تکان می دهم. باشد خدا! مرا بازی بده،هر طور که عشقت می کشد. هر طور که فکر می کنی شاخته می شوم، حتی اگر می خواهی به جای ...