ته ته تهش... یکم خصوصی تر... - تاریخ: 1395/10/5 ساعت: 7:25
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
با کریمان کار ها دشوار نیست !رمز خواستن مانعی ندارد! - تاریخ: 1395/10/5 ساعت: 7:25
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
برای فاطمه سادات!رمز نخواین ممنون: ) - تاریخ: 1395/10/5 ساعت: 7:25
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
اینکه - تاریخ: 1395/10/5 ساعت: 7:25
اینکه کم تر می نویسم ...به خاطر اینه که فعلا به دفتر خاطرات روزمره ام بسنده می کنم... اینکه مطالبمو رمز دار می کنم به خاطر اینه که دوست ندارم وبلاگم خیلی فاز غم بگیره... تا الان اگه می گفتم رسیدن به خدا توی دو تا کلمه خلاصه میشه مما تحبون ...دادن مما تحبون... الان می فهمم چرا xa0مما تحبون دادن ادمو ...
خدا کیف می کند... - تاریخ: 1395/10/5 ساعت: 7:25
خدا کیف می کند... کیف می کند وقتی می بیند بنده اش به خودش می پیچد ... وقتی که برایش مثل ابر بهاری اشک می ریزد... وقتی که به خودش می پیچد... وقتی که دل شکسته ی بنده اش دارد تکه به تکه می شود و می شود هزار تکه... خدا کیف می کند... وقتی می بیند ... xa0از شدت گریه بنده اش سر درد گرفته است... وقتی که از ...
توت فرنگی با طعم خدا2 - تاریخ: 1395/10/5 ساعت: 7:25
چند وقت پیش ی پستی گذاشت بود فاطمه سادات با این نام ((توت فرنگی با طعم خدا)) بعدش این که من می گویم خود فاطمه هم توت فرنگی است با طعم خدا... که توسط خود خدا برای من فرستاده شده... مگر نه؟.. وگرنه تو اوج روز هایی که تنهایی و ... وتتها دوستت هم ازدواج کند و دیگر مثل قبل نتوانی رویش حساب باز کنی...وقت ...
قیمت صبر.! - تاریخ: 1395/10/5 ساعت: 7:25
گاهی وقتا قیمت صبر کردن مثل زنده زنده جون کندنه... مثل سوختن... مثل... صبر تلخه... . . رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ... خدایا گاهی نگاهی...
دوش می امد و ... - تاریخ: 1395/10/5 ساعت: 7:25
گفتم:به نیابتت فال گرفتم... گفتم خدایا به نیابت از او حافظ جانان... بعدش می گفت :مریم سادات میشه فالمو ی جایی بزاریش که ببینمش؟! _مثلا چه جایی؟ ی جایی که هر موقع دلم گرفت بخونمش ؟! _تو وبم؟ _اوهوم: ) دوش می آمد و رخساره بر افروخته بود*** تا کجا باز دل غمزده ای سوخته بود رسم عاشق کُشی و شیوه ی شهر آش...
بار 20 سالگی - تاریخ: 1395/10/5 ساعت: 7:25
این روزها خدا دارد بهم از یک دریچه ی دیگر خودش را نشان می دهد... انگار دارد بهم ی جور دیگه بودنش را ثابت می کند... انگار دارد... بار مسئولیت سنگینیو رو شونه هایم می اندازد... انگار می خواهو قبل از شروع 20سالگی کامل اماده ام کند......احساس می کنم یک جوری می خواهد xa0بهم بفهموند نقطه ی استارتت را xa0ب...
نزدیک 20 - تاریخ: 1395/9/10 ساعت: 3:57
هر چه قدر که به ایام 20سالگی نزدیک تر می شوم استرسم، ترس و دلهره ام هم به مراتب بیشتر می شود.. یکی از بچه ها می گفت : وقتی 20سالت شد انگار دنیایت هم عوض می شود تا قبل از 20 سالگی فکر می کنی کودکی و هر کاری انجام بدهی خدا نادید می گیرد ولی وقتی 20سالت بشود آن روی سکه رو می کند و کلا مسیر زندگیت عوض م...
لبخند تلخ - تاریخ: 1395/9/10 ساعت: 3:57
... از این بالاتر درباره سلمان وارد شده است: عشق و علاقه بهشت به سلمان بیشتر از عشق وعلاقه سلمان به بهشت است. سلمان! و ما ادراک ما سلمان..)) گفتم به این راحتی نمی شود تو را شناخت! فکر نکنم تفاوت زیادی بین آن سلمان و تو باشد. با شناخت نصفه و نیمه ای که من از تو دارم، همان بهشت باید به دنبالت بدود سلم...
یک وقتایی - تاریخ: 1395/9/10 ساعت: 3:57
بعضی چیز ها هم هستند که اگر تا آخر عمر برایشان سجده ی شکر به جا آورد نمی شود بازهم شکرش را به جا آورد... مثل لحظه ای که پا در این دنیا می گزاری xa0و می بینی در شناسنامه ات حک شده است: بچه ی محله ی امام رضا... نمی دانم چه جوری بگویم چه قدر آقایم را دوست دارم... یک وقتایی که xa0یک اتفاقایی برایم می اف...
میشه؟ - تاریخ: 1395/8/15 ساعت: 15:17
خدا جونم میشه دوباره یک فرصت دیگه بهم بدی؟
pictur_10 - تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 2:19
xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 رنگین کمان xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 تسبیح ام البنین است xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 در دست های آسمان... xa0 xa0 x...
زنده مردن! - تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 2:18
.. زنده مردن یعنی چه؟.. یعنی ببینی xa0همه ی عزیزانت، xa0جلوی چشمانت پر پر می شنود و یک به یک پس از دیگری ....شهید می شوند... و دست های تو را بسته باشند... فقط نظاره گر باشی... اصلا می شود تصور کرد... می شود تصور کرد و آرام بود؟!.. می شود تصور کرد و قلب نگیرد؟!... می شود تصور کرد و ...؟! علی بن الحسی...
جیم - تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 6:14
وقتش رسیده... وقت خداحافظی با جیم..مخصوصا تخته سیاه یادش بخیر... روز های اول چه ذوق و شوقی داشتم برای سایت.. چه xa0دوست هایی که پیدا کردم از همین جیم.. چه قدر ذوق زدم اولین مطلبم را نوشتم... چه قدر ذوق زدم برای اولین بار حقوق دست رنج خودم را گرفتم خیلی بودم... همه رفتن...همه ی بچه ها.. دیگر مثل قبل ...
عدنان - تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 15:38
گوش کنید با صدای سید عدنان جان علم الهدی همین... xa0 متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آو...
برقعی - تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 20:58
دارم به این فکر می کنم که چه جوری بعضی ها انقدر روحشون پاک میشه xa0و توفیق این رو یدا می کنند که برای اهل بیت(علیه السلام) شعر بگند. دیشب در برنامه ی کتاب باز سید xa0حمید رضا برقعی حرف های قشنگی می زد ... وقتی مجری ازش پرسید چه جوری شعر میگی؟مخصوصا شعر آئینی؟ در جوابش گفت:《اگه من ی روزی عشق ماورائی ...
لحظه - تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 2:11
مثلا این xa0که ادم تو لحظه داغ می کنه گریه می کنه دلش میگیره و می شکنه برا خودش بعد یهو حدیث کسا یا زیارت عاشورا ی محسن فرهمندو میشنوه اروم میشه... معجزست اسمش نه؟
هیچ کس - تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 14:01
نمی دونم چرا انقدر بهونه گیر شدم؟! قطعا باس دلیلش تنهایی های بیش از حد و اندازم باشه دیگه! مثلا وقتی دوستات وقت نداشته باشن باهات بیان بیرون، یا مثلا وقتی مامانت از صبح میره سرکارش تا عصر ،بعد عصر بیاد ناهار بخوره و باز عصر بهربعد بره کلاساش تا خودشب... یا مثلا هیچ کسو نداشته باشی که ی دل سیر گریه ک...

برچسب‌های مرتبط

کاش نبودی | کاش نبودی تو زندگیم | کاش اینقدر نبودی | با کریمان کارها دشوار نیست | با کریمان کارها | با کریمان کار دشوار نیست | اینکه میگم حقیقته حقیقت | اینکه دلتنگ توام اقرار | اینکه دلتنگ توام اقرار میخواهد مگر؟ | توت فرنگی بافتنی