پیچیده ای... - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 10:47
#پارسال بود...اره یادم است پارسال بود...شب قدر بود...هر که را می دیدی، به خودش می پیچید...نمی دانم از چه ولی می پیچید...این را از صدای گریه هایشان می شد فهمید.... چرا ....چرا...می دانم... شهادت مولا بود...حتی خودم هم به دور خودم می پیچیدم... نه که بپچیم...ولی داشتم خفه می شدم... احساس می کردم هر لحظ
با کریمان... - تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 23:49
......گاہ بے دل و دماغ میڪندگاہ شور و شوقِ ڪار میشودعشق توهر دقیقہ اے بہ شیوہ اےدر نهانم آشڪار میشود......یا حضرت اما......إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّامریم/96
آدم های خاص! - تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 8:41
......گاہ بے دل و دماغ میڪندگاہ شور و شوقِ ڪار میشودعشق توهر دقیقہ اے بہ شیوہ اےدر نهانم آشڪار میشود......یا حضرت اما......إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّامریم/96
القلب... - تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 8:41
القلب حرم الله... یعنی چه؟... بعنی این که دل حرم الهی ست... نه غیر الهی... یعنی این که اگر قلب حرم حضرت رب شد... غیر ها زیر سوال می روند ... یا ام این که همه ی غیر ها xa0می شود برای حضرت رب .... یعنی خستگی ناپذیری...یعنی غرق شدن...یعنی وقف شدن... یعنی کم خوابیدن،از پا افتادن ولی خسته نشدن...و دوباره
پیازشون!: | - تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 8:41
......گاہ بے دل و دماغ میڪندگاہ شور و شوقِ ڪار میشودعشق توهر دقیقہ اے بہ شیوہ اےدر نهانم آشڪار میشود......یا حضرت اما......إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّامریم/96
گل عمه! - تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 8:41
خوب یادم است تاچند سال پیش که آقا محسن(حضرت برادر) در مجموعه فرهنگی شان فعالیت می کرد و با نوجوان ها سر و کله می زد، خیلی از مامان ها ی نوجوانان می امدند پیش مامانم که از مامانم تشکر کنند به خاطر زحمات حضرت برادر که خیلی رو مخ های بچه هایشان کار کرده است، اصلا مسیرشان را تغییر داده است...که شما چه ج
اخبات.! - تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 8:41
بخش هایی از کتاب اخبات: اگر به کسی تنه بزنیم، می گوییم ببخشید، وقتی تخم مرغی از دست ما می افتد و می شکند ناراحت می شویم، اگر کفشی از ما گم می شود، مدام دنبالش می گردیم، ولی خودمان گمشده ایم، هستی ما گم شده است، نعمت های حق را گم کرده ایم و هیچ باکی نداریم و این گم کردن xa0را جزء بدهکاری و باخت های خ...
مرد نکونام... - تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 8:41
نسل من هیچ وقت طعم با امام بودن را نچشیده است... هیج وقت از حضور امام چیزی را درک نکرده است... فقط شنیده است... شاید هم دیده است... ولی خوب می فهمد معنای عشق و وابستگی بیش از حد یعنی چه؟ خوب می فهمد که چهارده خرداد چه قدر روز سختی است برای نسل قبلی...برای سربازان امام...برای پدر و مادر ها.. خوب می
جای طرف مقابل! - تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 8:41
برای مباحثه همیشه با بچه ها می رفتیم حرم، دیروز تصمیم گرفتیم که امروز برای مباحثه ی منطق برویم خونه ی فاطمه سادات.چرا ؟برای خاطر این که حرم هم سر و صداست، هم نمی توانیم راحت باشیم، همم این که توضیح دادن هایمان برای هم، حواس زوار های اقا را پرت نکند، همم این که از طرفی چون ایام ماه مبارک است، اگر یکی
از این رو به آن رو... - تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 8:41
چند روز پیش به اتفاق xa0استاد بزرگوارمون رفته بودیم کتابخانه تخصصی امیر المومنین علی (ع)... اولین بار بود می رفتیم...کتاب خانه ای که تمام کتاب هایش اختصاص به مولا علی(ع)داشت... xa0صاحبش داشت برایمان از تاسیس این کتاب خانه توضیح می داد...از این که با چه امکاناتی...تاسیس ش xa0کرده است و.... برایم خیلی...
فرزندان آقا... - تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 8:41
وقتی بچه بودم هر موقع ساعت دو ظهر همه کنار هم می نشستیم و نهار می خوردیم و در حینش هر روزهم xa0اخبار به خاطر بابا می دیدیم، هر موقع صحنه های جنگی را می دیدم دلم هوری می ریخیت که نکند به ما هم حمله کنند، یا حتی یک فیلم جنگی...یادم است بچه که بودم گاهی اوقات شب ها با کابوس جنگ می خوابیدم، آن قدر که یک...
هل علمتم ما فعلتم... - تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 8:41
امروز حتما اگر جزء سیزده را تلاوت کرده باشید... یک آیه اش عجیب دلگیر است... همان آیه ای که می فرماید...هل علمتم ما فعلتم بیوسف...آیا فهمیدید با یوسف چه کردید.... سر این آیه خیلی دلم گرفت...آن روز مخاطب این آیه برادران یوسف بودند و امروز ما... ... اگر به ما می رسید از اعمال چه بر سر آقا می آید شاید
ایستگاه تاکسی! - تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 19:26
امروز صبح زود در مسیر دانشگاه xa0منتظر اتوبوس نشسته بودم،... دقیقا کنار ایستگاه اتوبوس ، ایستگاه تاکسی های خطی است... ... امروز xa0یک دویست و شش دقیقا اومد و یک راست جای ایستگاه تاکسی ها نگه داشت...بنده ی خدا تاکسی هر چه قدر برایش بوق می زد که اقا برو آن طرف تر نمی رفت که نمی رفت...جالب تریش این جا ...
رزق معنوی - تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 19:26
گاهی اوقات رزق های معنوی همین چیز هاست...همین چیز های به ظاهر کوجک اما در واقع بزرگ.. که مثلا با دوستت داری با هم راجع به کتاب صحبت می کنی ..بعد دوستت این کتاب را بهت پیشنهاد بدهد...این کتاب تجربه ی متفاوتی بود، آن هم با نزدیک شدن ایام ماه مبارک...کتاب شهر خدا نوشته ی حاج آقا پناهیان امروز داشم به
pictur_13 - تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 19:26
......گاہ بے دل و دماغ میڪندگاہ شور و شوقِ ڪار میشودعشق توهر دقیقہ اے بہ شیوہ اےدر نهانم آشڪار میشود......یا حضرت اما......إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّامریم/96
پسا خستگی... - تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 19:26
خستگی ای که این هفنه در تنم باقی گذاشته، نمی دانم چرا بیرون نمی رود..خستگی ناشی از انتخابات.... بیرون که نمی رود هیچ، هی تشدید می شود حتی...سه هفته پیشش بود کلاس روش تحقیق...پشت سیستم ها نشسته بودیم هممون...استاد کنارم بود و داشت برایم توضیح می داد که این کار و این کار را باید بکنم...باقی بچه ها هم
چهل و هفت سالگی! - تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 19:26
دیورز تولد مامان بود... میگم مامان تولد چند سالگیتون میشه دقیقا؟قاطی کردم؟.. چهل و هفت یا چهل و شش؟ می گن چهل و هفت ... بعد به شوخی می گن می خواستی به روم بیاری دارم پیر می شم...xa0 البته که در جوابشون می گم نفرمایید xa0مهم اینه که دل آدمه جوون باشه ... ولی راستش دلم می گیرد...نه از این که سن مامان ...
انگار نه... - تاریخ: 1396/2/30 ساعت: 20:31
انگار نه انگار همین شب جمعه ی پیش نیمه ی شعبان بود و همه در تکاپوی جشن برای تولد آقا بودند... انگار نه انگار همین هفته ی پیش بود... و اما حالا... چه راحت فراموشت کردیم... و چه راحت شب می خوابیم... و چه زود فراموش شدی ای آقا.... به کسی نگفته بودم...ول
دنیای شکلاتی - تاریخ: 1396/2/27 ساعت: 21:20
من اگر یک روز مادر بشوم، هفته ای یک بار دست دختر یا پسرم (ترجیحا دختر) را می گیرم و می برمش کتاب فروشی های مختلف شهر، و یک ساعت بهش وقت می دهم به تعداد کتاب های معین شده کتاب انتخاب کند... یا هم این که شب ها قبل از خواب اول برایش کتاب می خوانم... بع
دم تان گرم... - تاریخ: 1396/2/27 ساعت: 21:20
سردار عزیزم، هرکسی که نداند ما که بهتر از همه می دانیم، که این روز ها چه تهمت های ناروایی پشت سرت زده شد...چه تهمت هایی که حکایت از سرقت کردنت بود... هرکس که نداند ما که بهتر می دانیم... الم یعلم بان الله یری... سردار عزیزم... هرکس که نداند ما که بهت

برچسب‌های مرتبط

کاش نبودی | کاش نبودی تو زندگیم | کاش اینقدر نبودی | با کریمان کارها دشوار نیست | با کریمان کارها | با کریمان کار دشوار نیست | اینکه میگم حقیقته حقیقت | اینکه دلتنگ توام اقرار | اینکه دلتنگ توام اقرار میخواهد مگر؟ | توت فرنگی بافتنی