سفره یِ دل - تاریخ: 1396/10/11 ساعت: 3:02
همیشه از بست شیخ طوسی اذن دخول میخوانم...اما این بار تصمیم گرفتهام مسیرم را دور تر کنم از باب الجواد اذن دخول بخوانم... اذن دخول های باب الجواد با همه ی اذن دخول ها xa0فرق دارد... همیشه یا گوهرشاد میروم یا انقلاب یا جلوی ضریح اما این بار تا جمهوری بیشتر پاهایم کشش ندارند...درست روبروی پنجره ی فولاد....
به جای تو... - تاریخ: 1396/9/19 ساعت: 9:23
خدایا، هرچه را دوست داشتم، از من گرفتی، به هرچه دل بستم، دلم را شکستی. به هر چیزی که عشق ورزیدم، آن را زائل کردی. هر کجا که قلبم آرامش یافت، تو مضطرب و مشوشش نمودی. هر وقت که دلم به جایی استقرار یافت، تو آوارهام کردی. هر زمان به چیزی امیدوار شدم تو امیدم را کور نمودی...تا به چیزی دل نبندم و کسی را ب...
کارهای بزرگ... - تاریخ: 1396/9/16 ساعت: 0:14
امروز دانشگاه xa0یک مادر شهید دعوت کرده بود، برای سخنرانی...مادر"ش" داشت تعریف میکرد...از راهی کردن پسرش... تا خبر دادن شهادت پسر"ش" و بعد نیامدن جنازهاش... یکهویی وسطحرفxa0های"ش" بغضش میگرفت...بعد خود"ش" را کنترل میکرد... که استقامت کند... ...داعش از بین رفت...ولی این وسط...چه خانواده هایی که باید ...
همشون؟! - تاریخ: 1396/9/16 ساعت: 0:14
... _میگه همه ی بچه هایِ فلسفه انقدر آروم هستند؟... +میگم خوب بستگی داره...
دل نداریم! - تاریخ: 1396/9/16 ساعت: 0:14
امروز داشتم با خودم فکر میکردم به این شعره... به خوبا سر میزنی مگه ما بدا دل نداریم... داشتم به این فکر میکردم...ما بدها واقعا دل نداریم... اگر دل داشتیم...که انقدر xa0نسبت بهشان بیتفاوت نبودیم...اگر دل داشتیم ...به چشم و هم xa0چشمی... به ...به ...به... نمیفروختیمش... اگر دل داشتیم...که سالروز آغاز ...
با تو بودن... - تاریخ: 1396/9/16 ساعت: 0:14
با مامان که رفته بودیم مسجد ولیعصرِ نزدیک خونه ی مائده سادات ، خانم برگشت از مامان پرسید: گفت : ببخشین شما مادر شهید رسول خلیلی هستین؟... _شهید رسولِ خلیلی_ _خدایا ما را مدیون خون شهدا نکن..._ شده است مثلا از یک جایی به بعد همه چیز برایتان خسته کننده شده باشد؟... شده است مثلا دلتان پرواز بخواهد؟... ...
لِنْتَ لَهُمْ - تاریخ: 1396/9/16 ساعت: 0:14
بهشون میگویند رحمت للعالمین... میگویند دریایِ رحمت...میگویند ابو الامة...میگویند... بعضی ها هم هستند... بلدند محبتشان را به مولود فردا اثبات کنند..بعضی ها هم بلدند، که شبیه پیامبر بشوند...بلدند به رحمت پیامبر نزدیک شوند...،یعنی مثلا گفتند بالای چشمتان ابروست، مثلا زود بهشان برنخورد...مثلا کینه ای نب...
دستکش.! - تاریخ: 1396/9/5 ساعت: 22:35
برام دستکش گرفته، خیلی بیش از حد ملیح و دخترونست... یک دستکش بافتِ طوسی رنگ ...که روش با بافت صورتی تزیین شده...بهش میگم xa0فرشته عزیز دلم حالا مناسبتش چی هست که انقدر زحمت کشیدی عزیزم؟... میگه مریم سادات... تو همیشه دستات یخن...مخصوصا تو فصل سرما که کاملا دستات منجمدن... بی هیچ مناسبتی ...همین طوری...
_بدون بهانه_ - تاریخ: 1396/9/5 ساعت: 22:35
بعله تا امروز که آقا حسین _گلِ خاله_ مشد بودند نمیشد درس خوند، از امروز که دیگه رفتن تهرون هیچ بهونه ای وجود نداره برای درس نخوندن.تفریح و درس نخوندن بسه! بریم یکم درس بخونیمبلکن رستگار شویم.
"هفت" - تاریخ: 1396/8/30 ساعت: 21:21
اینکه این روز ها، تا گوشیم را باز میکنم، پیام هایحلال کنید، فردا عازم هستیم، نائب الزیاره هستیم، روبروی بین الحرمین هستیم و ...را میبینم.اینکه تلوزیون را روشن میکنم، یک کانال کنار قدم های جابر، یک کانال مستند زائرانت، یک کانال از شور و شوق نوکر
"پنج" - تاریخ: 1396/8/30 ساعت: 21:21
این روز ها زیاد شرمنده میشوم... مثلا ته قلبم احساس دلتنگی برای برادرم میکند... مثلا برای فلان کار میخواهم ازش کمک بگیرم... بعد یادم میاید عه برادرم نیست که... این روز ها زیاد شرمنده میشوم... مثلا یک خواهری...شش دانگ قلبش متعلق به برادرش بوده ا
"چهار" - تاریخ: 1396/8/30 ساعت: 21:21
یک جایی هم در کربلا بهش میگویند تل زینبیه... که آوردن اسمش هم سخت است... xa0آدم میماند دعا کند خدا قسمت کند یا نکند... دعا کردنش یک جور غم دارد دعا نکردنش هم... دعا کردنش ...سخت است... چون اصلا اصلا نمیشود تصور کرد بر xa0سر یک خواهر چه آمده در ای
"دو" - تاریخ: 1396/8/30 ساعت: 21:21
دل است دیگر، به هر دری میزند تا آرام شود، نمیشود که نمیشود... نه از اینکه جامانده است... نه ازxa0اینکه لیاقت نداشته با صاحب عزای این روز ها پیاده روی کند....البته نه اینکه دلگیر نباشد از پیاده روی در کنار بهترین پیاده روی اربعین..از جا ماندن..
"یک" - تاریخ: 1396/8/30 ساعت: 21:21
+ پریشون حالم فدایِ سرت... فدای پریشونیِ خواهرت...
کآشوب - تاریخ: 1396/8/30 ساعت: 21:21
استاد سه نفرمان را صدا زده است، که من فقط شما را میشناسم که کتابخوان هستید، چه پیشنهاد هایی دارید برایxa0اینکه بچه ها کتابخوان شوند، مخصوصا هفته ی کتاب هم که نزدیک است...چهار تاییمون برنامه ریختیم برای این کار... استاد کآشوب را بهمان پیشنهاد داده اس
یک بار. - تاریخ: 1396/8/30 ساعت: 21:21
هر سال روز اربعین که میشود، ناحیه ی مقدسه میخوانم، یعنی دوازده ماه سال همین یک روز فقط میخوانم، یعنی بیشتر نمیتوانم...امسال اما دوبار خواندم علاوه بر اربعین یک بار هم موقعی که زیر قبه الحسین نفس میکشیدم... تازگی ها به این رسیده ام که همین یک بار
کم است - تاریخ: 1396/8/30 ساعت: 21:21
دعای ندبه ... آن جایش... که میخواهد اوج مصیبت اهل البیت را بگوید...میگوید فعلی الطائب من اهل بیت محمد و علی صلی الله علیهما و الهما، فلیبک الباکون..و ایا هم فلیندب النادبون...و لمثلهم فلتذرف دموع... ولیصرخ الصارخون...ویضج الضاجون... و یعج العاجون..
جدی جدی - تاریخ: 1396/8/30 ساعت: 21:21
بهش میگم فاطمه سادات جدی جدی داری ازدواج میکنی ینی؟*_* میگه: مریم سادات تازه شاید برای عقدمون بیایم مشهد^_^ ... بعضی از دوست ها هم هستند که از خوشحالیشون ادم خوشحال میشه...
سایه ی سر... - تاریخ: 1396/8/30 ساعت: 21:21
سیر نمیشوم ز تو... سایتون مستدام، سایه ی سر.... #حضرت_ماه #بهترین_پدر xa0
نهم! - تاریخ: 1396/7/16 ساعت: 2:04
میگویند...روضه ی حضرت عباس(ع) که میخوانید...آهسته بخوانید...با احتیاط بخوانید...روضه را خیلی بازشنکنید... میگویند... صاحب عزا خودشان فرمودهاند...من جایی که اسم عمو و عمه ام برده شود..به آن جا نظر دارم... برای همین میگویند...روضه را خیلی شرحش ندهید... روضه ی عباس کمر را خم کرده است...الان انکسر ظهری....

برچسب‌های مرتبط

کاش نبودی | کاش نبودی تو زندگیم | کاش اینقدر نبودی | با کریمان کارها دشوار نیست | با کریمان کارها | با کریمان کار دشوار نیست | اینکه میگم حقیقته حقیقت | اینکه دلتنگ توام اقرار | اینکه دلتنگ توام اقرار میخواهد مگر؟ | توت فرنگی بافتنی